بنام خدا در این بخش اگر خدا بخواهد می خواهیم در رابطه با قدمت روستای باباپیر چند خطی بنویسیم و امید وار هستیم که حق مطلب را ادا کنیم.در ابتدا ی امر باید ببینیم که باور عموم هم ولایتی ها عزیز در این باب چه بوده و هست. .خیلی از دوستان قدمت باباپیر را بین ۶۰۰ تا۷۰۰ سال وعدهای بالای۱۰۰۰ سال وتعدادی از ۵۰۰ سال به بالا را حدث میزنند و دلیل حرفشانهم پیدا شدن استخانهایی در بعضی از مناطق ابادی می باشد.و تعداد دیگری وجود امام زاده زینب خاتون(زبیده)را در این منطقه دلیلی بر قدمت باباپیر می دانند. این حقیر با چند تن از کهنسالان در این باب گفته گو کرده ام ولی به نتیجه قابل قبولی دست نیافته ام به ناچار از راه های دیگر باید به قدمت باباپیر دست یافت یکی از راها جستجو در کتب قدیمی می باشد به جستجو پرداختم در بین کتب قدیمی چیز زیادی در رابطه با روستای باباپیرپیدا نکردم فقط مطالبی در رابطه با خود منطقه می باشد .با هم چند خط از این کتوب را مطالعه میکنیم سفرنامه عضد الملک به عتبات :مقارن غروب وارد فرسبه شدیم. رعایا استقبال و قربانی نمودند. خشتهای مبارک را به مکانی مناسب فروداورده و خود به خانهای از خانههای رعایا منزل کردم. فرسبه ملکی میرزا شفیع است، در دامنه کوه رو به مشرق واقع است. رودخانهای از تویسرکان میاید از زیر ابادی میگذرد. باغات خوب، اشجار جوان و میوههای شاداب و رعیتی اسوده و زراعتی بابرکت دارد. خانوارش زیاده از صد و پنجاه و از توابع تویسرکان است. در ان روز زمینها تازه سبز [شده]و شکوفهها نوشکفته بود و ان شب بارانی شدید ببارید. گفتند غریب گز دارد ولی در خانههای نوساز فرهنگ جغرافیایی ایران (آبادیها)، ج5، ص34 باباپیر - ba ̂ba ̂-pir ده از دهستان کرزان رود شهرستانتویسرکان. 9 کیلومتری شمال باختری شهرتویسرکان- 5 کیلومتری شمال خاوری کرزان. کوهستانی- سردسیر خوش آب و هوا- سکنه 2374- شیعه- فارسی . آب از رودخانه محلی و قنات- محصول غلات و دیم توتون انگور تریاک گردو صیفی- شغل زراعت و گله داری- راه مالرو . دبستان و در حدود 20 باب دکان و یک زیارتگاه دارد ?? مرآة البلدان.نوشته اعتمادالسلطنه.ج اول.انتشارات دانشگاه تهران(نويسنده اين اثر در دوره ناصرالدين شاه قاجار1264-1313ه.ق اين كتاب را تاليف نموده است) قرای تویسرکان که قابل ذکر است: سرایی، قلعه اقا بیک، بیلان- کرک، قلعه جعفر بیک، فریازان، دارانی، فرسوج ٢ ، باباپیر، باباپیر علی، گشانی، ارزووج، کرزان (ملکی مرحوم حاجی سعد الدوله) ، بلا شجرد، کارخانه، لامیان، منجان، مبارکاباد (ملکی نواب معین الدوله ابن مرحوم نایب السلطنه طاب ثراه) و بعضی دهات و مزارع دیگر هست اين اسم شامل يك قصبة معتبر و يك قرية بزرگ است به اين معني كه قصبه را توي و قريه را سركان ميناميدهاند. اسم قريه كما فيالسابق سركان است. ولي قصبة تنها را حالا نيز تويسركان ميگويند. اين قصبه واقع ميان همدان و نهاوند و بعد آن از نهاوند تقريباً شش فرسخ مسافت و تا همدان نيز همين قدر يا كمتر است و در رفتن از اين قصبه به آن دو بلد اغلب راه كوهستان و گردنههاي عظيم در ميان ميباشد. اراضي اين ناحيه در دو فرسخي قصبه به خاك ملاير ميپيوندد و بروجرد در ده فرسخي واقع است. دهات و مزارع عديده است كه از توابع تويسركان است. اراضي اين ناحيه حاصلخيز و پر آب و كوهي كه سركان در دامنة آن واقع است به كثرت چشمهسارها موصوف ميباشد. در حوالي قصبة تويسركان به پانزده پشته چاه يك رشته قنات جاري ميگردد. هواي اين قصبه سالم و از بلاد سردسيري ممالك محروسه است و تا چهل پنجاه سال قبل زمستان اينجا بسيار سخت و به حدي سرد ميشده كه اغلب ايام اين فصل دكاكين و اسواق آن بسته و غير داير بوده. گويند اول بروز سرما منادي در كوچه و بازار تويسركان جار ميزده كه هر كس معاش شش ماهه حاضر ندارد از اين ناحيه برود و الا به سختي دچار خواهد شد و حالا اثري از آن سورت وحدت نيست. اطراف تويسركان از هر سمت به تفاوت فاصله و مسافت قلعه مانند كوه است. كوهي كه در شرقي اين قصبه است آبادي وصل به دامنة اوست و از طرف قبله كه راه نهاوند است فاصلة كوه به آبادي تقريباً يك فرسخ است و كوه طرف مغرب به فاصلة دو فرسخ و از طرف شمال كه راه همدان است نيز همين قدر مسافت فاصلة كوه و قصبه است. باغات توي و سركان هر دو زياد و فواكه خوب به عمل ميآيد. انگور تويسركان نهايت خوب و باغات معنب آن بسيار است. يك قسم از سيب در اين ناحيه به عمل ميآيد كه در همة بلاد مشهور است و الحق ممتاز است. اقسام امرود در اينجا امتيازي دارد. سيب و گردو و كشمش و روغن بزرگ و نوعي از چوب از تويسركان به بغداد حمل ميشود. حبوبات در اراضي آن به قدر كفايت عمل ميآيد ولي صيفي به علت سردي هوا زياد خوب نميشود. انهار بزرگ در اين ناحيه جاري و در طرف مغرب به راه كنگاور تقريباً به فاصلة سه ربع فرسخ اين نهرها به هم ميپيوندد و رودخانة معتبري ميشود و به فرسيج كه از دهات معتبر تويسركان است رسيده در زير پلي كه هفت هشت چشمه دارد و از سنگ و آجر در كمال استحكام ساخته شده ميگذرد و بعد از طي مسافتي به رودخانة گاه اسب اتصال مييابد. اين قطعه زمين كه اينك قصبة تويسركان است و قصبة معتبر قديم آن رودآور بوده قابل آباديهاي زياد و تحصيل ارتفاعات نيكوست و خضارت اراضي و نضارت اشجار و لطف هوا و غزارت مياه آن به درجة كمال است. در سركان كه فاصلة آن تا توي نه هزار قدم است، صبحي مشاهده ميشود كه با صبح نيشابور همچشمي دارد. چه كوهي كه در طرف مشرق متصل به آبادي ميباشد تقريباً تا يك ساعت از روز بر آمده مانع از تابش آفتاب است. و هوائي كه از مجاورت اشجار زياد و آبهاي كثيره وصف لطافت گرفته طوري مفرح و نشاطانگيز است كه قابل توصيف و تماشا و اسباب تفرج و تفريح كامل است. سكنة اين سرزمين اگر بهرة كامل از تربيت و مدنيت ميداشتند و لياقت بالقوة اين اراضي را به درجة فعليت ميرسانيدند هر آينه اين ناحيه مطرح انظار و شايسته بود كه مسافرين تحمل كربت غربت نموده به سياحت اين محل آيند بلكه متوطنين بعضي بلاد از وطن مألوف دست كشيده هجرت اختيار كنند و رحل اقامت در اين محل اندازند. تقريباً به فاصلة شش هزار قدم مسافت از قصبة توي و سركان، دهكدهاي است موسوم به «آرتيمان» واقع در دره كه به واسطة كثرت اشجار و طبقات بيوتات تشكيل وضعي ميدهد كه نهايت قابل سير و سياحت است و سركان كه كمابيش هزار خانوار رعيت و قريب به نه هزار جمعيت دارد از اماكن متنزهة عالم است. در حوالي اين قريه درههاي متعدد باصفاست. از جمله درهاي است موسوم به درة گل زرد كه از ميان آن نهري زاينده ميگذرد و استخر بزرگي دارد. طبيعت به اقتضاي مشيت الهي غالب محسنات خود را در آن وادي وديعه نهاده است. متصل به آبادي سركان مقبرة ابوالمحجن است كه شرح حال آن در ذيل بيايد. اين مقبره تماشاخانهاي است طبيعي معمور و مستور در آب و اشجار؛ و ارباب نظر كه نزديك به اين ساحت شوند ديدن و تماشا نمودن اين نقطه را فرض دانند و در ماه آخر بهار غالب زياده از سي چهل درويش در آن محل جمعيت كنند. و سكنة سركان نظر به حسن عقيدتي كه ايشان راست آن جماعت را مرفه دارند و تا آخر تابستان در اين مكان به فراغت به سر ميبرند. اين مقبره را اهالي «كمر بسته» مينامند. جمعيت قصبه دوازده هزار نفر است. در «سركان» و نيز در «توي» اين اواخر عمارات خوب ساختهاند. كاروانسرائي كه در اين قصبه ساخته شده منحصر است به كاروانسرائي دو طبقة فوقاني و تحتاني از بناهاي مرحوم ميرزا شفيع تويسركاني كه از كفاة رجال اين دولت جاويد شوكت بود و بعد از او حاجي ميرزا رضا قلي خان كلانتر، تيمچهاي بنا كرده و آن نيز بناي خوبي است. بازارهاي تويسركان كه به مالكي مرحوم ميرزا ابدال خان و حاجي ميرزا رضا قلي خان كلانتر مرمت و رونق يافته به قدر گنجايش اين قصبه و خالي از توصيفي نيست. مسجد جامع اين قصبه نيز با ساير اماكن متناسب و در محلة جولاهستان واقع است. در سه محلة ديگر كه دزهان و باغوار و پائين محله باشد مساجد به اندازه و در خور محل موجود است. مدرسة تويسركان منحصر است به مدرسهاي كه شيخعلي خان زنگنه وزير شاه سليمان صفوي ملقب به اعتمادالدوله در آن بنا كرده ولي در واقع خالي از طلاب و غير داير است. در يك ضلع تويسركان، قلعهاي مرحوم شيخعلي ميرزا بن خاقان مغفور فتحعلي شاه بنا كرده كه گنجايش دويست سيصد خانوار مردم دارد و الآن بيشتر آن مسكون و ابناء ملوك كه در اين قصبه ساكناند در اين قلعه خانه دارند و بيوتات ايشان نسبت به خانههاي شهر امتيازي دارد. تقريباً سي خانوار يهودي نيز در اين قصبه ساكناند. از سمت جولاهستان راهي است موسوم به كوچة گل زرد. از قصبه كه خارج ميشوي و داخل ميشوي به آن راه معبري است كه علاوه بر گل زرد، رياحين مشمومه در حوالي آن بسيار روئيده است. در سمت غربي اين قصبه به فاصلة دو فرسخ گردنهاي است كه در كوه سابقالذكر از آن گردنه وارد به درة موسوم به خرم رود ميشود. انصاف را اسمي است با مسمي. در وسط اين دره نهري جاري و منتهي فاصلة دو كوهي كه اين وادي را تشكيل ميدهد سه هزار قدم است و در بسياري از مواضع خيلي كمتر از اين است. امتداد اين دره تقريباً سه فرسخ و از طرف همدان حد اين دره گردنهاي است معروف به گردنة شهرستانه و منتهي ميشود به كوهي كه موسوم به خان كرمز است و كوه خان كرمز قلهاي است غير متصل به جبال مثل درختي كه از نقطهاي از زمين روئيده باشد. گويند در سر اين قله مرتعي است مسطح كه آبي به قدر كفايت در آن موجود و عليالتحقيق همه ساله دويست رأس دواب ايلخي را چراگاه و مورث فربهي است و جز يك راه مخصوص طريقي از براي وصول به مسطحه سر قله نيست و يك نفر پاسباني دواب سر قله را ميتواند نمود. در درة خرم رود دهات معتبر هست باصفا و نزهت و حاصلخيز از جمله اشتران كه عمده به مالكي حاجي مراد خان اشتراني است و خود منصب ياوري در افواج قاهره دارد. مردي معمر و كثيرالتمول و خانوادة معتبري است. قرية ديگر از قراي خرم رود قرية سيستانه است به مالكي اولاد مرحوم كريم خان برادر حاجي مراد خان. خوانين اين قريه نيز بي مكنت نيستند. دهكدة ديگر شهرستانه و نزديك به گردنه فاصلة ميانة خاك همدان و تويسركان است. جاي بدي نيست. در آخر اين دره متصل به كوهي كه وصل و موازي كوه الوند است به فاصلة كمي سه دهكده است كه هر سه را وردود مينامند. كوه مزبور معروف به كوه قزل ارسلان است و مشرف به يكي از قراي ثلاثة مسطوره كه از دو قرية ديگر معتبرتر است و ما در شرح احوال اتابكهاي آذربايجان در ضمن لغت تبريز اشعاري به قلعة قزل ارسلان كه در سر اين كوه بود نمودهايم. قراي تويسركان كه قابل ذكر است: سرايي، قلعة آقا بيك، بيلان كرك، قلعة جعفر بيك، فريازان، داراني، فرسوج، بابا پير، بابا پيرعلي، گشاني، آرزووج، كرزان (ملكي مرحوم حاجي سعدالدوله)، بلاشجرد، كارخانه، لاميان، منجان، مبارك آباد (ملكي نواب معينالدوله ابن مرحوم نايبالسلطنه طاب ثراه) و بعضي دهات و مزارع ديگر هست. از مزارات شريفة اين ناحيه يكي امامزادة معروف به شاه زيد است كه تا قصبه يك ميدان راه است. و يكي امامزاده ناصر است كه آن را برادر حضرت امام رضا عليهالسلام دانند و نزديك است به قرية كرزان و مزرعة كلنجان و امامزادة معروف به امامزاده عبدالله وصل به آرتيمان. و بعضي مزارات شريفة ديگر در اين ناحيه هست.. پیشینه . در بارة نام و گذشتة تویسرکان تا قبل از قرن هفتم اطلاعی در دست نیست . در قرن هفتم ، یاقوت حموی (ج 1، ص 901) در ذکر محلی به نام تُویْ (تُوَیّ)، به ابوعبداللّه حسین بن احمدبن جعفر تُوَیّی همدانی ، اشاره کرده (همان ، ج 3، ص 82) و سرکان را از قرای همدان ذکر نموده است . حمداللّه مستوفی (ص 73) نیز در قرن هشتم اشاره ای کوتاه به توی و دیه سرکان دارد. از این دوره تا زمان صفویه ، راجع به حوادث یا رویدادهای تاریخی تویسرکان اطلاعات مهمی در دست نیست . گفته می شود که در اوایل دورة شاه عباس اول (996ـ 1038) قسمتی از عراق عجم ، از جمله نواحی توی و سرکان ، تحت حاکمیت امامقلی خان ، فرزند اللّه وردی خان ، قرار داشت (حقیقت ، ج 4، بخش 2، ص 669). در 996، ایلات تکلّو و ترکمانان ، تویسرکان را غارت و در آنجا قتل عام کردند (منشی قمی ، ج 2، ص 884). تویسرکان در دورة شاه صفی (1038ـ 1052) از شهرهای عمدة عراق عجم محسوب می شد (تاورنیه ، ج 2، ص 87). در 1142، تویسرکان مدتی مقرّ سپاهیان نادرشاه بود (استرآبادی ، ص 119ـ120). در دورة فتحعلی شاه (1212ـ 1250)، شیخعلی میرزا از فتحعلی شاه تقاضا کرد که قسمتی از نواحی اطراف تویسرکان را در محدودة حکومتی وی قرار دهد و فتحعلی شاه دستور داد که تویسرکان را به دولت آباد (ملایر امروزی ) ضمیمه کنند و شیخعلی میرزا حاکم ملایر و تویسرکان شد (مقدم گل محمدی ، ج 1، ص 187). در دورة محمدشاه قاجار (1250ـ1264) و به دستور وی ، جهانگیر میرزا و خسرو میرزا، فرزندان عباس میرزا، را ــ که اسماعیل خان فراش باشی کور کرده بود ــ به قلعه ای در تویسرکان فرستادند (احمدمیرزا قاجار، ص 313ـ314). در 1289، سیف اللّه میرزا به آزار مردم تویسرکان پرداخت ؛ به دستور او بعضی از سادات را در میدان شهر می بستند و با چوب می زدند (باستانی پاریزی ، ص 468). شیروانی (متوفی 1253) در بستان السیاحة ، تویسرکان را قصبه ای نیک با آب و هوایی سرد دانسته و مردم آن را تاجیک ، و روذراور/ روداور را دارالامارة آن ذکر کرده است (ص 192، 299). در دورة ناصرالدین شاه (1264ـ1313)، اعتمادالسلطنه (ج 1، ص 817) تویسرکان را شامل قصبة معتبری به نام توی و قریة بزرگ سرکان ضبط کرده است . در زمان وی ، این قصبه را به تنهایی تویسرکان هم می نامیدند، اما قریه همان سرکان خوانده می شد همین طور که می بینید از کتوب قدیمی هم چیزی دست گیر نمی شود اکثر کتوب معرف قدیمی مورد برسی قرار گرفته حال به کتوب جدیدوالتحریر در حوضه تویسرکان نگاهی می اندازیم اثرارزشمند و جاودانه تاریخ 2500ساله کرزان که حاصل سالها تلاش مستمراستاد غلامحسن سوری کرزانی می باشد همانطور که می دانید شاهان ساسانی مراکز صنعتی را در جاهایی می ساختند که اگر روزی مورد تهاجم قرار گرفتند،این مرکز از آسیب دشمن داخلی یا خارجی در امان بمانند،به همین منظوربرپایه مشاهداتی که در کرزان وجود دارد،کارگاههای ارابه سازی و تیرو کمان سازی در زمینهای( سر چرخو) کارگاههای روغن کشی در زمینهای مشهوربه در حمام، کارگاههای بافندگی و رنگرزی در زمینهای رنگرزی ،کارخانه های صنایع غذایی و بسته بندی به صورت جیره خشک در زمینهای سیوزار،مراکزآموزشهای رزمی و تعلیمات نظامی در زمینهای دم میدان هنوز زمین هایشان به نام مراکز صنعتی شان نام گزاری شده و این روزها محل کشت محصولات کشاورزی و باغات انگور و گردو می باشد.((ضمناَ روستاهای باباپیر و باباپیرعلی و روستاهای بالادستی کرزان جدیدالتاسیس واز قدمتی بیش از 250تا300سال سابقه ی وجودی ندارند)).همچنین روستاهای زیوج و کل آباد در جنگ نهاوند به کلی ویران شدند…..قوم مولد وسرفرازی که سرزمینهایی ازسرچشمه های رود کرزانرود در دامنه های غربی الوند کوه ، تا رودآور یا روددلاوراز لحاظ کشاورزی ودامداری وتولیدی وصنعتی در اختیار داشتند …نفی بلد شدند لیکن در زمان حکومت پهلوی هنگام گرفتن سجل (سه جلد)که همان شناسنامه امروزی است نام شناسنامه ای خود را کرزان نهادند زیرا آوازه ی روزگاران پر افتخار کرزان را از اجداد خود شنیده اند .در بین روستاییان شهرستان ملایر نام خانوادگی کرزان دیده میشود به نظر استاد غلام حسن سوری کرزانی قدمت باباپیر بین 250 تا 300 سال میباشد.حال کدام عدد درست است و به درستی قدمت باباپیر چقدر میباشد برای دانستن این امر باید به داشته های خود رجوع کنیم یعنی شجره نامه طوایف باباپیر علم انساب و شجره نامه یکی از شاخه های تاریخ نگاری محلی می باشد که از گذشته دور در کشور ما وجود داشته و علما و دانشمندان زیادی از طریق روش های خاص خود سعی نموده اند که تاریخچه و شرح حال خاندانهای مختلف را شناسایی و به رشته تحریر درآورند. این رشته بعدها تقسیمات زیادی یافت و به شاخه های متعددی مانند علم انساب که در بردارنده نسب قبایل و سلسله های محلی است، علم حدیث که در برگیرنده زندگینامه محدثان است، مزارات که در خصوص مدفن بزرگان است، تذکره ها و... تقسیم گشت که از موضوع بحث ما خارج است. .روستای باباپیر 12 طایفه دارد برای شروع 3نفر هم سن را از 3 تا ازطایفه های باباپیر انتخاب می کنیم. یکی از طوایف قدیمی باباپیر طایفه بیژن سلطان می باشد البته در باباپیر به نام طایفه (خونی/وباباسی)معروف است طایفه دوم طایفه ویسی و طایفه سوم زضا بیگ(رضایی) پیدا شدن استخوانهایی در اطراف باباپیر به نظر بنده مطلق به نسلهای گذشته بوده که در این منطقه سکونت داشته بودند. واما امام زاده زینب خاتون(زبیده خاتون)به نظر بنده وجود امام زاده باعث شده که ساکنان اولیه باباپیر در این مکان سکنی گزیدند. مطالب نوشته شده فقط نظر شخصی اینجانب میباشد. و فکر میکنم که تا حدود زیادی هم درست باشد لطفاشما هم نظر خود را برای ما بنویسید منتظر نظر شما در این بخش می باشیم با تشکر
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ساعت 21:39  توسط بختاج
|
|